السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )

232

حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى )

غذا دادن به گرگ 209 - مطّلب بن عبداللَّه گفت : روزى پيامبر صلى الله عليه و آله در مدينه با اصحاب خود نشسته بود . ناگاه گرگى به طرف حضرت آمد و در مقابل ايشان ايستاد و صداى خود را بلند كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اين گرگ - به نمايندگى از طرف درندگان - بنزد شما آمده است . چنانچه دوست داشته باشيد مىتوانيد جيره‌اى مشخّص را برايش معيّن كنيد تا به بيشتر از آن تعدى و تجاوز نكند . و چنانچه به اين كار مايل نباشيد . آن را به حال خود واگذاريد تا رزق خود را بگيرد . كه در اين صورت بر شما لازم است تا از اموال خود محافظت و نگهدارى نمائيد . آنها در جواب گفتند : - يا رسول اللَّه - خوش نداريم و گوارايمان نمىباشد تا چيزى را - بعنوان جيره - برايش معين كنيم . آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله رو به گرگ كرد و با اشارهء دست به آن فهماند كه به كار خود بپردازد . سپس آن گرگ با شتاب و سرعت از آنجا دور شد « 1 » .

--> ( 1 ) - عن المطّلب بن عبد اللَّه قال : بينما رسول اللَّه صلى الله عليه و آله جالس بالمدينة - في أصحابه - إذ أقبل ذئب فوقف بين يدي النبيّ صلى الله عليه و آله . يعوي . فقال النبيّ صلى الله عليه و آله : هذا وافد السباع إليكم . فإن أحببتم أن تفرضوا له شيئاً - لا يعدوه إلى غيره - . و إن أحببتم تركتموه - و أحرزتم منه - و ما أخذ فهو رزقه . فقالوا : - يا رسول اللَّه - ما تطيب أنفسنا له بشيء . فأومأ النبيّ صلى الله عليه و آله بأصابعه الثلاثة . أي : خالسهم . ف ولّى و له عسلان ( مناقب آل أبي طالب عليهم السلام ج 1 ص 138 - 139 ) .